X
تبلیغات
تنهای
۸۹.۳.۲۷

سلام

بی مقدمه

بعد اتمام دوران با حال آموزشی من دادن به ۲۱ حمزه جای که روز اول رسیدیم

اول قرار بود راننده امیر بشیم اما نشد دادن به یگان مخابرات جای که پدر همه در میاد

روز اول  و مثله آشخور ارشدی بود روزه سختی الان روز دوم الان سخت تر از دیروزه نمی دونم تا کی ادامه داره

+ نوشته شده توسط ali driver در 89/03/27 و ساعت 20:38 |
 

خاطرات دوران سربازي دوستم که عبرتی برام 

 

۸۶/۰۶/۱۰

به نام تك سر باز پادگان عشق

سلامتي سه كس : زندوني و سرباز و بي كس

باز هم جدايي ، تنهايي ، غربت و ... در نهايت خاطره

خاطرات دوران سربازي ( آموزشي )

ساعت 2 نيمه شب از خونه حركت كردم  به سمت پادگان آموزشي كه ساعت 5:45 صبح رسيدم . توي راه نزديكي پادگان تصادف شده بود كه چند تا سرباز بودن زخمي شده بودن . دم در پادگان رسيدم بعد از عبور از د‍‍ژباني و تفتش و گشتن كامل وارد پادگان شدم البته با پذيرايي ( يه دونه سانديس گرم با يه دونه ويفر بزرگ تاريخ گذشته ) ....

حدود 1200 سرباز آش خور بوديم كه از قبل گردان و گروهان بندي شده بوديم . من گردان عاشورا گروهان ايمان بودم كه چند تا از دوستاي دوران هنرستانم با هم يه گروهان بوديم و بچه بهشهر هم حدود15 نفري مي شديم .

رفتيم و جلوي دفتر گروهان صف تشكيل داديم كه به دليل شلوغ كردنمون بشين ، پاشو ها شروع شد . موقع ناهار شد كه برنج تايلندي با مرغ دادن كه وقتي 2 تا قاشق برنج مي خورديم سير مي شديم و شكممون باد مي افتاد .

بعد از ظهر دم غروب رفتيم براي مراسم شامگاه و بعد شام خورديم  كه خوراك لوبيا بود . ساعت 9 شب خاموشي زدن . شاد بودم ولي از يه طرف دلتنگ ، نمي دونم چي شده بود كه بد جوري غم اومد سراغم . شايد به خاطر شب آخر بود يعني ديشب ساعت 11:30 كه چت مي كردم آخه همون اول dc  شده بودم . نمي دونم ...

راستي اين شعرو زياد با خودم تكرار مي كردم :  كاشكي اين ديوار خراب شه    منو تو با هم بميريم    توي يك دنياي ديگه    دستاي همو بگيريم  .

ساعت 11 شب خوابم برد .

 

 

۸۶/۰۶/۱۱

صبحانه : پنير                ناهار : برنج و خورشت               شام : خوراك لوبيا

ساعت 4 صبح بيدار شديم وضو گرفتيم رفتيم براي نماز صبح . صبحانه رو آوردن و همه منتظر صبحانه بودن آخه غذا كم مي دادن ، من مسئول چاي دادن شدم . همه مسئوليت داشتن هر كي يه مسئوليتي داشت مثل نظافت ، پاس بخش ، مسئول غذا كه من مسئول غذا بودم ، ارشد ، منشي ، انبار دار و ...

مسئول چاي دادن بودم به بچه ها دستور مي دادم ضف بايستن واي ي ي  چه كيفي داشت . هر كي گوش نمي كرد بهش چاي نمي دادم

ولي دلم براشون مي سوخت ... چون اونام مثل من سرباز بودن و هواشونو داشتم . بعد از صبحانه به خط شديم و صف جمع تمرين مي كرديم كه من يه شيطوني كوچولو كردم و ارشد گروهان منو ديد و بشين پاشو داد . ساعت 8 صبح رفتيم نمازخونه كلاس عقيدتي سياسي كه تا ساعت 12 بوديم اونجا بعدش رفتم براي گرفتن ناهار و بعد از ناهار دوباره صف جمع تمرين كرديم و بعد از ظهر هم مراسم شامگاه رفتيم و بعدش شام خورديم ... ساعت 9 شب خاموشي زدن تا ساعت 9:30 قرق بود يعني كسي نبايد بيرون آسايشگاه مي رفت وگرنه بازداشت مي شد . خيلي خسته بودم از طرفي حال و حوصله نداشتم و گرفتم خوابيدم . امروز غروب دلم گرفته بود آخه به ياد ...... افتاده بودم كه اين شعرو خيلي دوست داشت : تو از شهر غريبه بي نشوني اومدي    تو با اسب سفيد مهربوني اومدي .

يادش به خير .......

 

 بقیه باشه واسه بعدا

 

  

 

شعر نيروي انتظامي در مراسم صبحگاه :

 

ما ز جان گذشتگان     حافظان ميهنيم

 

در نبر خودسران     همچو كوه آهنيم

 

پيرو خط امام     جان نثار امتيم

 

چون هژبر صف شكن     در مصاف دشمنيم

 

ديده بان مرز و بوم كشوريم     حامي حريم و دين و دفتريم

 

روز و شب پي رفاه خستگان    جان به كف مطيع حكم رهبريم

 

ما پناه قلب شكسته ايم     دل ز هر چه جز حق گسسته ايم

 

تا نجات انسان ز فتنه ها     در كمين ظالمان نشسته ايم

 

نيروي انتظامي ايرانيم     در خدمت مكتب و قرآنيم

 

 

 

رجز ( شعر رژه حماسي ) :

 

همه جا                  بروم

 

به بهانه ي تو

 

كه مگر             برسم       در خانه ي تو

 

مولاااااااااااااااااااااااااا

 

همه جا دنبال        تو ميگردم

 

كه تويي درمان همه دردم

 

يا اباصالح مددي مولا

 

يا اباصالح مددي مولا

 

يا اباصالح مددي مولا

 

ايمان         عاشورا

 

ايمان     انضباط    آموزش

 

ايمان     انضباط    آموزش

                                                                                                         

 

نظر یادتون نره

 

  

+ نوشته شده توسط ali driver در 89/01/16 و ساعت 10:48 |

تعطیل

 

ایشا ا... بعد از خدمت سربازی میام و یه آپ خوشگل فقط

 

در مورد خاطرات سربازی می نویسم  

+ نوشته شده توسط ali driver در 89/01/16 و ساعت 10:44 |

                            دوران خوش كودكي

انگار همين ديروز بود كه كودك بودم و در مزرعه ها و دشتهاي سر سبز دنبال پروانه ها و سنجاقكها مي دويدم . شادي من بي اندازه و طراوت و شوق كودكانه ام  در وصف نمي گنجيد .

ابرهاي سياه و كبود با دستهاي كوچكم كنار ميرفتند و خورشيد با يك اشاره انگشتم ، نور مي افشاند . در آن سالها فكر مي كردم بهار هميشگي است و فصلهاي ديگر يك شوخي موقت اند . هيچ كينه اي نمي توانست در دل من اقامت دائم داشته باشد و هيچ جدايي و قهري بيشتر از يكي دو ساعت به طول نمي انجاميد . همه چيز زلال و شفاف بود و بادبادك آرزوهايم تا اوج آسمان مجال پرواز داشت .

انگار همين ديروز بود كه صبحها به فرشتگان سلام مي كردم و بوسه اي به سوي آسمان مي فرستادم . صداي همه گلها را مي شنيدم و نام خود را روي تك تك گلبرگها مي ديدم . من فكر مي كردم روزگار بر همين منوال خواهد گذشت و پدر و مادرم هيچ گاه جامه پيري را به تن نخواهند كرد و با موهايي سياه در كنارم خواهند ماند . فكر مي كردم حوض خونمون هميشه پر از ماهي هاي قرمز خواهد بود و هر شب مي توانم چراغ ماه را روشن كنم و به ستارگان ، شب بخير بگويم .

فكر مي كردم چرخ گردون تا ابد بر مراد من خواهد گشت و غبار هيچ غمي بر آيينه ي زندگيم نخواهد نشست ، اما .....

اما سالها مثل برق و باد و به پلك بر هم زدني آمدند و گذشتند و من از دوران لطيف و خوش كودكي فرسنگها دور شدم . كم كم فهميدم كه به جز چشمه و خورشيد و گلهاي رنگارنگ ، مراب و كوير و صخره و سنگ هم هست . آري ، من فرود آمدن صاعقه هاي بي رحم رنج و سختي را بارها بر شانه هايم حس كردم و آنگاه به اين نتيجه رسيدم كه كودكي هرگز باز نمي گردد و بايد خود را براي تحمل و مقابله با غمها و مصيبت هاي مختلف آماده كنم .

زندگي يك خيابان بي انتهاست كه اگر درست در آن قدم برداريم به سر منزل مقصود مي رسيم و دوست را در آغوش مي كشيم ، اما اگر خواسته يا ناخواسته قدم از راه راست بيرون بگذاريم ، به دره هاي غفلت و ضلالت سقوط مي كنيم .

اگر چه جسم ما به دوران كودكي بر نمي گردد ، اما روحمان را مي توانيم در حال و هواي كودكي تازه نگه داريم و به دور از قهر و كينه ها و خودخواهي ها ، سبز و با طراوت باشيم .

+ نوشته شده توسط ali driver در 89/01/16 و ساعت 10:43 |
 

سرنوشت بچه مامانیا

 

 

 

اصطلاحات دوران سربازی
سربازی
: اول بازی ، آش، خودسازی ، اجباری.
اضافه خدمت: ضد حال، عشق بعضی ها، نمک سربازی، سهل الوصول.
مرخصی: حق سرباز، آرزوی دست نیافتنی، ترن برقی، ویتامین داره.
حقوق:کرایه رفت، امید به زندگی، پول بلیط اتوبوس.
دژبانی: دیواره آتش، گلوگاه، گیر بدون فکر.
کارگزینی: ایستگاه اول وآخر، حسابرسی آخرت.
———————————-

آخی واقعا دلم میسوزه پسرای كلاس ما بعد كلی زحمت كه بتونن لیسانسو بگیرن(البته اگه بتونن) تازه باید با كله ی تراشیده راهی زابل بشن

بابا به شما كه امیدی نیس از همین حالا یه فكری كنین

 

 

+ نوشته شده توسط ali driver در 89/01/16 و ساعت 10:41 |
کسي به فکر گلها نيست

کسي به فکرماهيها نيست

کسي نميخواهد

باور کند که باغچه دارد ميميرد

که قلب باغچه در زير آفتاب ورم کرده است

که ذهن باغچه دارد آرام آرام

از خاطرات سبز تهي مي شود

و حس باغچه انگار

چيزي مجردست که در انزواي باغچه پوسيده ست.

حياط خانه ي  ما تنهاست

حياط خانه ي  ما

در انتظار بارش يک ابر ناشناس

خميازه ميکشد

و حوض خانه ي ما خاليست

ستاره هاي کوچک بي تجربه

از ارتفاع درختان به خاک ميافتند

 و از ميان پنجره هاي   پريده رنگ خانه ي ماهي ها

شب ها صداي سرفه ميآيد

حياط خانه ي ما تنهاست .

 پدر ميگويد:

" از من گذشته ست

از من گذشته ست

من بار خودم را بردم

و کار خودم را کردم "

و در اتاقش ، از صبح تا غروب ،

يا شاهنامه ميخواند

يا ناسخ التواريخ

 

شعر از فروغ فرخزاد

+ نوشته شده توسط ali driver در 89/01/09 و ساعت 20:43 |

 باز هم می رسد بهار از راه

می دمد روح تازه ای به گیاه

باغ از یاد می برد ماتم

که عوض می کند لباس سیاه

همه شادند با بهار اما

بسته گوئی به من زمستان راه

شعر از: اوکتای سلامی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد                                                                                                    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده توسط ali driver در 89/01/09 و ساعت 20:42 |

ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم، این ترانه از توست

آن بانگ بلند صبحگاهی
وین زمزمه‌ی شبانه از توست

من انده خویش را ندانم
این گریه‌ی بی‌بهانه از توست

ای آتش جان پاکبازان
در خرمن من زبانه از توست

افسون شده‌ی تو را زبان نیست
ور هست همه فسانه از توست

کشتی مرا چه بیم دریا؟
طوفان ز تو و کرانه از توست

گر باده دهی و گر نه، غم نیست
مست از تو، شرابخانه از توست

پیش تو چه توسنی کند عقل؟
رام است که تازیانه از توست

من می گذرم خموش و گمنام
آوازه‌ی جاودانه از توست

 

من می‌گذرم خموش و گمنام
آوازه‌ی جاودانه از توست

+ نوشته شده توسط ali driver در 88/12/22 و ساعت 10:11 |

متن سنگ قبر پروین اعتصامی

آنکه خاک سیه اش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه تلخی از ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است

متن سنگ قبر فروغ فرخزاد

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

واز نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی برای من م

ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

متن سنگ قبر کوروش کبیر

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

متن سنگ قبر فریدون مشیری

سفر تن را تا خاک تماشا کردی

سفر جان را از خاک به افلاک ببین

گر مرا می جویی

سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

متن سنگ قبر فردین

بر تربت پاکت بنشینم غمناک

کوهی زهنر خفته بینم در خاک

از روح بزرگ هنریت فردین

شاید مددی به ما رسد از افلاک

متن سنگ قبر بابک بیات

سکوت سرشار از ناگفته هاست

متن سنگ قبر خسرو شکیبایی

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد

عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

متن سنگ قبر حافظ

بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

متن سنگ قبر شاپور

قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست……

متن سنگ قبر سهراب سپهری

به سراغ من اگر می آیید

نرم وآهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

متن سنگ قبر منوچهر نوذری

زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی

چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

متن سنگ قبر وینستون چرچیل

من برای ملاقات با خالقم آماده ام

اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

متن سنگ قبر اسکندر مقدونی

اکنون گور او را بس است

آنکه جهان اورا کافی نبود

متن سنگ قبر نیوتن

ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود

خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید……

وهمه روشن شد

متن سنگ قبر لودولف کولن(ریاضی دان)

۳/۱۴۱۵۶۲۳۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳ ۸۴۶۲۶۳۳۸۶۲۲۷۹۰۸۸

متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)

بهترین ها هنوز در راهند….

انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند

متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده)

در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن

ای مرگ.

+ نوشته شده توسط ali driver در 88/12/16 و ساعت 12:19 |

در گذشت پر شتاب لحظه های سرد
چشمهای وحشی تو در سکوت خویش
گرد من دیوار میسازد
می گریزم از تو در بیراهه های راه
تا ببینم دشتها را در غبار ماه
تا بشویم تن به آب چشمه های نور
در مه رنگین صبح گرم تابستان
پر کنم دامان ز سوسن های صحرایی
بشنوم بانگ خروسان را ز بام کلبه دهقان
می گریزم از تو تا در دامن صحرا
سخت بفشارم به روی سبزه ها پا را
یا بنوشم شبنم  سرد علفها را
می گریزم از تو تا در ساحلی متروک
از فراز صخره های گمشده در ابر تاریکی
بنگرم رقص دوار انگیز طوفانهای دریا را
در غروبی دور
چون کبوترهای وحشی زیر پر گیرم
دشتها را کوهها را آسمانها را
بشنوم از لابلای بوته های خشک
نغمه های شادی مرغان صحرا را
می گریزم از تو تا دور از تو بگشایم
راه شهر آرزو را
و درون شهر ...
درب سنگین طلایی قصر رویا را
لیک چشمان تو با فریاد خاموشش
راهها را در نگاهم تار میسازد
همچنان در ظلمت رازش
گرد من دیوار میسازد
عاقبت یکروز ...
میگریزم از فسون دیده تردید
می تروام همچو عطری از گل رنگین رویا ها
می خزم در موج گیسوی نسیم شب
می روم تا ساحل خورشید
در جهانی خفته در آرامشی جاوید
نرم میلغزم درون بستر ابری طلایی رنگ
پنجه های نور میریزد بروی آسمان شاد
طرح بس آهنگ
من از آنجا سر خوش و آزاد
دیده می دوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
راههایش را به چشمم تار میسازد
دیده میدوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
همچنان در ظلمت رازش
گرد آن دیوار میسازد

 

+ نوشته شده توسط ali driver در 88/12/15 و ساعت 13:31 |


Powered By
BLOGFA.COM